تبلیغات
یوسف زهرا می آید - شهادت
 شهادت ...

 «محمود» شهید شده است، «حسین» شهید شده است، «علی» شهید شده است، «محمد» شهید شده است»، «جمال» شهید شده است، کسی نمرده است، همه زنده اند!

«محمود» شهید شده است، «حسین» شهید شده است، «علی» شهید شده است، «محمد» شهید شده است»، «جمال» شهید شده است، کسی نمرده است، همه زنده اند!
خدایا: «ماندن» دشوار شده است. در غربت زمین بی یار و یاور «حضور داشتن»، خود «غیبت» است. انگار که پشتمان شکسته، زنجیر درد، دستهایمان را بسته، غم در سینه مان نشسته است. ما از نبودن آنها رنج نمی بریم، بلی از بودن خویش در «رنجیم» ما می دانیم که آنها «هستند» و ما «زنده» مرده ایم.


خدایا: خوشا به حالت که میزبان یارانمان هستی! خوشا بحالشان که میهمانت هستند! حالا فرشتگان باید برخاکشان سجده کنند که این ها «اسماء» را خوب آموخته اند.
حالا ملائک باید در اوج آسمان فریاد کشند که: «فَتَبَارَک اللَّهُ أَحْسنُ الخَْلِقِینَ» (سوره مومنون / آیه ۱۴)و تو باید در معراج انسان، دیگر بار این آیه را فروفرستی که: «إِنی جَاعِلٌ فی الأَرْضِ خَلِیفَةً» (سوره بقره / آیه ۳۰) … وه!
که چه نیکو جانشینانی! پاسداران حریم انسانیت! مجاهدان نبرد عزت! رزمندگان راه شرف! موحدان ایمان! منادیان رستگاری! مظلومان همیشه تاریخ! وه که چه نیکو جانشینانی برگزیده ای!
خدایا: یاران پرتوانمان مردانه به قلب سیاهی یورش بردند تا رویش دوباره انسان را در کویر کفر به تماشا نشینند. اما پیکر پاکشان را به تیغ تباهی دریدند.
می خواستند تا خیزش انسان را بر قله جشن گیرند، اما جلادان پایشان را بریدند. قصه توحید را باور داشتند و بر سر آن بودند که «دست به کاری زنند که غصه سرآید» اما خونریزان دستشان را شکستند.
با قلب شکافته، با پای بریده، با دست شکسته، ایستادند! یعنی که اصحاب «محمد» ایستاده می میرند. حرف می زنند یعنی که اصحاب علی «زنده» می میرند!
و حرفشان: «خدایا خمینی را قائم دار…» ستایش همگان را برانگیختند که «محمود» بودند. اندیشه ای والا داشتند که «حسین» بودند درود تو بر آنان باد!
خدایا: یادآوران ایمان بودند. چگونه از یاد ببریمشان؟ سیاهی شب به سرخی خون آنان شکافت. بازوان پرتوان انقلاب بودند. سرمایه قیام بودند خدایا می توان از یاد برد:
«علم الهدا» را، که پرچم هدایت را بر فراز قله انقلاب انسان برافراشت که دژخیمان اجنبی قصد جانش نمودند.
«فروزش» را، که خویشتن را به آتش کشید تا مشعل انقلاب فروزانتر از همیشه در راه مستضعفان را روشن نماید.
«حکیم» را، که تسلیم حکومت الهی شد، تا تباهی به زنجیر افتد و بانگ رهایی در همه آفاق شنیده شود.
«خوشنویسان» را، که تفسیر حیات را با خون خویش نوشت تا عبرت آیندگان گردد.
«بهاء الدین» را که بقای کلمه الله را به بهای خون خویش تضمین نمود.
«حاتمی» را که در اوج بخشندگی، حاتم وار به ایثار خون خود نشست. تا درخت انقلاب ایستاده بماند.
«هادی پور» را که در خط هدایت تا انتها به پیش رفت، که شهادت انتهای هدایت بود.
«دهشور» را که با مرگ خویش حیات را شوری تازه بخشید و در این ظلمتکده چونان نوری خوش درخشید.
و دیگران را که نامشان معلوم نیست. فقط می دانیم که «عبدالله» بودند و «موحد» و «رستگار».
خدایا: های و هوی بهشت را می بینیم! چه غوغایی؟ حسین به پیشواز یارانش آمده است! چه صحنه ای! فرشتگان ندا در داده اند که :«همرزمان ابراهیم»، «همراهان موسی»، «همدستان عیسی»، «همکیشان محمد»، «هم پشتان علی»، «همفکران حسین» و «همگامان خمینی» از سنگر کربلا آمده اند! چه شکوهی.
خدایا: ما با تو پیمان بسته ایم که تا پایان راه برویم و بر پیمانمان همچنان استواریم.
بهترین یارانمان، اسماعیل هایمان را به قربانگاه بردیم تا مکتب ابراهیم زنده بماند.
عزیزانمان را به میدان نبرد فرستادیم، تا فرستادگانت را یاری کنند.
پاسدارنمان را به احد روانه کردیم تا از جان محمد پاسداری نمایند. مجاهدانمان را به کربلا بردیم تا تقدیر را از سیه روزی به پیروزی بگردانند و در این راه دردها کشیدیم، رنج ها کشیدیم، اما هیچگاه مأیوس نشدیم و نخواهیم شد و اگر تمام دردهای عالم را نیز به جانمان اندازند، از پای نخواهیم نشست که «امت ابراهیم» را فقط رفتن می باید و بت شکستن، نه ماندن و برجانشستن، اما …
خدایا: اماممان! مرجعمان، فقیه مان، رهبرمان، امیدمان، اماممان، محور وحدت، باب اخوت، مظهر همت، اماممان، پیرمان، مرادمان، معلممان، اماممان!
او عصاره انسانیت معاصر است. اسطوره مقاومت است. الگوی جهاد است. مظهر ایمان است. نگهدارش!
خدایا: یاور اسلام را، امید مظلومان را، حامی مستضعفان را، چشمه سار قیام را، پاسدار قرآن را، امام را، امام را، پاس دارش!
یارانمان در تکبیر آخرین خویش به نیایش ایستادند تا برایستادن امام دعا کنند: مستجاب کن!
شهیدان یک وصیت داشتند که با خون خود نوشتند. وصیشان تویی. امام را نگه دارش!
خدایا: دشمنان انسانیت در کمین نشسته اند تا «روح تو را» نشسته ببینند. قائمش دار.
خدایا: دست آمریکا از آستین صدام بیرون آمده است، تا خون جوان های ما را بریزد و کفش آمریکا به پای «دوستان شیطان بزرگ» رفته است تا گام به گام خط امام را سر ببرند، رسوایشان ساز.
خدایا: قابیلیان در قطره قطره خون شهیدانمان به جستجوی او پرداخته اند مپسند که امیدشان به ثمر نشیند.
خدایا: نزدیک کن روزی را که بر تربت شهیدانمان این سرود را بخوانیم که:

برخیز که آتش خشم مجاهدان
در هم کشیده چهره منفور ظالمان

برخیز از جرقه خونین شاهدان
آتش گرفت پایه تخت شهنشهان

برخیز که وعده الله شد عیان
نابود شد پرچم کفر ستمگران

برخیز شد عاقبت مکذبان
عبرت برای مردم بیدار این زمان

برخیز پایه های کاخ ستمگران
لرزید از خروش و فغان موحدان

برخیز که پرچم توحید عاشقان
مهلت نداد بر ستم و جور کافران


نوشته شده توسط حسن آقا در شنبه 20 خرداد 1391 و ساعت 10:47 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ آموزش مسائل زناشویی
+ شهادت
+ شهید چمران
+ روی سیاه
+ دل بخواه
+ من دختر عماد مغنیه هستم
+ روانشناسی از نوع فیسبوکی!
+ اس ام اس و شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
+ هشدار: ظهور نزدیک است!!
+ نقدی بر اصح الکتب بعد کتاب الله
+ تازه‏ها و ناگفته‏هاى بقیع
+ ماجرای غدیر خم از زبان اهل سنت
+ سری دوم مجموعه والپیپرهای فوق العاده زیبا حضرت مهدی
+ محل های نزول حدیث منزلت
+ تنفر پیامبر اکرم از عایشه و حفصه

صفحات :
free counters